آپولون (Apóllōn)

 

آپولو (به یونانی: Ἀπόλλων, Apóllōn؛ یا Ἀπέλλων,)‏،یکی از پسران زئوس است که نتیجه رابطه او با لاتونا یکی یگر از الهه هاست. پرستش ~آپولون~ زیبا نسبت به پرستش خواهرش آتنه رواج بیشتری دارد. آپولون خدای خورشید، نگهبان موسیقی و شعر و هنر، آفریننده ی شهرها، واضع قوانین، خدای درمان و علم طبابت، خدای جوانان، خدای پیش گوئی برخلاف زئوس که فقط قدرت پیشگوئی دارد، خدای آهنگ ها، آوازها، رقص ها و هنر شاعری و پدر آسکلپیوس (خدای پزشکی) به شمار می رود. خورشید امواج تیرکمان نقره ای آپولو برای زاهدان و تقوا کاران مرگ را آسان می کند و بدکاران را به طرز ترس آوری مجازات می نماید. کما اینکه نیوب (Niobe) و یونانی ها را که در صدد فتح ترویا بودند به طاعون مبتلا میکند. آپولو همچنین مظهر آرامش و تعادل، تیراندازی توانا، خدای جنگ، و جانشین گایا و فویبه در دلفی است و این شهر را مقدس ترین معبد یونان می کند. خدای رویش هم هست، به همین دلیل، در روزهای درو، ده یک محصول را به او تخصیص می دهند. او هم در عوض، گرمی و روشنی طلایی رنگ خود را از دلفی و دلوس پخش می کند. در همه جا نظام و زیبایی به وجود می آورد، و برخلاف سایر خدایان وحشت انگیز نیست. در جشنها و مراسم پرستش او، که مخصوصا در دلوس و دلفی برپا می شود، شادی موج می زند، و مردم در پرتو او خود را از سلامت و حکمت و خرد و موسیقی برخوردار می یابند. از القاب او می‌توان به لوکئوس، فویبوس و ناموئیس اشاره کرد.آپولو که همیشه هوادار زئوس نبود، در دسیسه‌ای به سرکردگی هرا شرکت کرد و با پوزئیدون، زئوس را به زنجیر کشید، تنها برای آن که ببیند تتیس و بریارئوس Briareus او را آزاد می‌کنند. زئوس نیز برای تلافی، او و پوزئیدون را مأمور ساختن دیوارهای تروا کردگرچه آپولو مجرد باقی ماند، ولی زن‌های فانی بسیاری را به ابتذال کشاند و عاشق و فاسق خود کرد، که عبارتند از: کورنه Cyrene، مادر آریستایوس Aristaeus، کورونیس، مادر آسکلپیوس (که کفرش باعث مرگ او با تیر آرتمیس شد)، مانتو، مادر موپسوس Mopsus پیشگو، آریا مادر میلتوس (او دروئوپه Dryope پری را اغوا کرد و عشق او به مارپسا Marpessa بی‌پاسخ ماند، زیرا او ایداس Idas، رقیبش را ترجیح می‌داد) و دافنه Daphne که با مغازله با وی اصرار می‌ورزید ولی دافنه از وی می‌گریخت. سرانجام دافنه پذیرفت با وی هم بستر شود ولی از او باردار نگردد. آپولو در ابتدا پذیرفت، اما وقتی که خواست با وی نزدیکی کند، دافنه از پدر خویش، خدای رودخانه، کمک طلبید و پدرش وی را به درخت غار تبدیل کرد.